تقدیر
یه عمری بانیه بغضم تو بودی
حالا میخوام با بغض تو تر شم
بذار سر روی شونههای خیسم
شاید این آخرا عشقو بلد شم
بذار این لحظههای دل بریدن
یه قدری عطر بارون و بگیره
من و تو غرق هم بودیم اما
ندونستیم ساحل ناگزیره
قسم خوردیم تا پایان دنیا
نذاریم عشق، بین ما بمیره
نفهمیدیم این دنیای بیرحم
یه روزی هرچی داده پس میگیره
تو شطرنج غرور و شک و تردید
دو تا سرباز بیاراده بودیم
به اسم برد، از هم دل بریدیم
زمونه گولمون زد، ساده بودیم
هوای حوصله بارونی و خیس
هوای عشق بین ما مهآلود
نمیدونم کجا از هم بریدیم
نمیدونم، نپرس تقصیر کی بود
مسیر مبهم دلدادگی رو
رو دوش عشق تا بنبست رفتیم
نمیدونم کدوم از ما خطا کرد
نمیدونم کجا از دست رفتیم
صدویک روز هم آغوش بودیم
صدویکبار در این عشق مردیم
عجب نفرین بیرحمیست تقدیر
من و تو هر دوتامون پاشو خوردیم
مهدی تاجیک
اردیبهشت ۱۳۹۳
