جمعه
جمعهها بدون تو دلگیره
جمعهها، جهان من جهنمه
نمیدونی که چه حالی دارم
نمیدونم که چمه، چه مرگمه
قهوه و دارو و دوش آب سرد
فکرتو از تو سرم نمیبره
مستم از الکل چشمات انگار
یادت از خیال من نمیپره
میزنم بیرون میون آدما
شاید اینجوری تو رو یادم بره
لعنتی دنیا باهام لج کرده
دوباره میز شماره ده پره
کافه مملو از حضور مرد و زن
نخ آخر سیگار تو پاکتش
تلخ مینوشی توی خیال من
باز غر میزنی، بسه کم بکش
پرت میشم تو دل خیابونا
ساعت و دقیقهها نمیگذره
مپ لعنتی نمیدونم چشه
منو سمت خونهی تو میبره
مهدی تاجیک
آبان ۱۴۰۴
