خراب آباد
جان من
تغییر خوب است گاه
اما گاه بد
آنچه باعث میشود زیبا شود روحت نکوست
آنچه اهریمن بسازد از تو اما اشتباه
بس مهم است
با که همدم
با که هممنزل شوی
بس مهم است با که همصحبت شدن
یار نیکو داشتن، نیکو کند ذات تو را
یار آلوده بسازد از تو دیو و اهرمن
همدمی با او شود در جان تو
در ضمیرت تخم زشتی کاشتن
دقت بسیار باید جان من
با که سر بر روی بالین داشتن
آدمی چندی پس از بودن کنار دیگری
خلقوخویش
نیک یا بد
زشت یا زیبا
شبیه او شود
طبع انسان این چنین است
این سرشت آدمیست
با نکو همدم
نکوکردار و از نیکان شود
چون که با ابلیس بنشیند
شکل شیطان میشود
حال فهمیدی چرا او همچو ماضی پاک نیست؟
تابناک و نورسیرت
شمس این افلاک نیست؟
حال فهمیدی که فرق پاک با ناپاک چیست؟
راه کج کن سمت آبادی
رها کن این خرابآباد را
او دگر همچون گذشته
راستین و سربهراه و پاک نیست
مهدی تاجیک
دی ۱۴۰۴
