افلیج
من خیس و خستهام، ابریترم نکن
بردار چشم از این، چشمای نیمهتر
باشه تو بردی و من باختم، قبول
سنگین بشین یهجا، هی آبرو نبر
داری غرورمو له میکنی، بسه
انقدر نخند به این افلیج دربهدر
هرجا نشین بگو نفرین من گرفت
آتیش نزن به این کبریت بیخطر
دل شیشهای من، احساستو نکش
طاخش نزن دلو، با سنگ، سربهسر
نفرین تو گرفت، لعنت به بخت من
پاهامو پس بده، ای عشق خیرهسر
چی مونده از دلم، هستیم مال تو
هرچی دلت میخواد، بکن، ببر، ببر
کافی نبود اگر هستی و زندگیم
از جا بکن منو، این ریشه، این تبر
مهدی تاجیک
خرداد ۱۳۹۱
