غزل بانو
نه خورشیدی، نه مریخی
زمینی، جاذبه داری
میون این همه آدم
تو بیرحمانه جذابی
تو بیرحمانه جذابی
تو بیاندازه زیبایی
تو عشقو یاد من دادی
تو بانیه غزلهامی
دوتا چشمات خون ریزن
دوتا خنجر، دوتا شمشیر
تبت بدجور واگیره
چشات مسری و عالمگیر
بدون تو نمیفهمم
کجا هستم، کجا میرم
چه کردی با دلم خانوم
چرا آروم نمیگیرم
شاخه نباتی تو
شکر دهان، قندی
زیروزبر میشم
هربار میخندی
هفت آسمون شعری
هفت بیت لالایی
بانو، غزلبانو
تندیس زیبایی
مهدی تاجیک
شهریور ۱۳۹۶
