کودکان کار
بوی سهراب و سیاوش میده
بچه است ولی یه عمر جنگیده
طلبت مگه یه جو گندم نیس
داره تاوان چیو پس میده
تو دلش قد یه دنیا درده
تنش از این همه زخم داغونه
دل به دریا زده تو این طوفان
دل به دریا زده سرگردونه
واسهی یه لقمهی نون هر روز
اون به ساز هر کسی میرقصه
میون این همه گرگ این بره
روزی صدبار تنش میلرزه
روزا سرشاخ تو گود با دنیا
پنجه در پنجه با مرگ میجنگه
خسته و زخمی این روز سیاه
شبا زخماشو با اشک میبنده
مادرش فرشته بود گندم خورد
گندم اونو تا زمین با خود برد
پدرش رو آدما بلعیدن
مادرش میون این مردم مرد
پهلوون کوچک
رستم خیابون
پاشو باز دوباره
پا بذار تو میدون
تنبهتن بجنگو
خستهکن حریفو
شرم آدما کن
این تن نحیفو
مهدی تاجیک
خرداد ۱۳۹۶
