فرومایگی
واژهها دام میشوند و کلمات آلتدست
و چه ساده گند میزنند به واژگان مقدس
به عشق… به وفاداری… به نجابت
سرگرم نمایش مداوم خویش
موجه در جلب توجه… توجیه میکنند
طریقت خود را با اجتماعی بودن… خواستنی بودن
مشغولند به اکران خویشتن
چونان سرابی اغوا کننده
و شورآبهای در منتهای عطش
معترض که شوی، چوگان آغاز میشود
و فرومایگان بوالهوس، چماق میشوند
و هبوط انسانیت، جمجمهات را خرد میکند
جایگزینت میکنند
با پرتترین آدمکهایی که میشناسند
با سطحی و بیعمقهایی در شأن خودشان
با متروکههایی که گمان میکنند شبیه به تو هستند
نگارگر را با نقاش… شاعر را با شعرگو…
هرکه شهوتانگیزتر، مصورشان کند، کتابتشان کند
آغوش میکشند
بخشنده در تسهیم آلام، سهیم میکنند تو را در غصههایشان
سخاوتمند، دردهایشان را با تو قسمت میکنند و آغوششان را با دیگران
کافیست منورالفکر باشی
تا در مظان اتهام قرار نگیری
تا متهمات نکنند به بدگمانی
مهدی تاجیک
خرداد ۱۴۰۴
