ورژاوند
عشق گاهی جلوهگر گاهی نهان گه بیش گه کهتر
گاه آتش گاه پنهان آتشی در زیر خاکستر
عنفوان شور و شرر نوری ز جوهر نور در غلیان
عاقبت اما سکوتی منبسط در بعد نواختر
نارسی حاصل زآمیزش میان زهره و بهرام
جنبشی مسکوت در پوگان ناهید در پی مصدر
التهابی حار و آتشبار و تبداری ملال انگیز
همچو ورژاوند خاموش در پس طغیان اسکندر
هجرتی خونبار از ظلمت به سوی پهنهای روشن
یا نفیر صور و کرنایی به شدت سخت ویرانگر
جنگ و پیکاری میان عقل و دل در وسعت میدان
کهنه سربازی به خون آغشته در این رزم جنگاور
زورقی آواره در طوفان و ویلان مانده سرگردان
ساحلی چشم انتظار و لنگری هر لحظه عاشقتر
مهدی تاجیک
اسفند ۱۴۰۳
