۱۴۰۴-۰۵-۳۰ ۱۴۰۴-۰۵-۳۰دیابتچای آورد و من از قند لبش کام تمنا کردم ای به گور پدرش آنکه به او گفت دیابت دارم مهدی تاجیک امرداد ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۵-۱۸ ۱۴۰۴-۰۵-۱۸شلاقبستیم دهان و حرفمان را خوردیم در خلوتمان به واژه شلاق زدیم مهدی تاجیک امرداد ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۵-۱۸ ۱۴۰۴-۰۵-۱۸فراوانیآنچنان عشق فراوان شده است، جای یکی هر یکی، یکصدویک دلبر و شیدا دارد مهدی تاجیک امرداد ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۵-۰۸ ۱۴۰۴-۰۵-۰۸باگز شما مرگ طلب عشق عطا فرمودید بارالها ملکالموت پلنگی دارید مهدی تاجیک امرداد ۱۴۰۴
۱۳۹۰-۰۵-۰۸ ۱۳۹۰-۰۵-۰۸بیبی بیسربازدارم دلواپست میشم چرا دیر اومدی خونه چرا شال و لباست باز گرفته عطر مردونه چرا دستات میلرزه شبو با کی سحر کردی تو که خورشید […]