۱۳۹۱-۰۱-۰۲
۱۳۹۰-۰۵-۰۱
۱۳۸۸-۰۵-۱۸
پر پروازمو چیدی و رفتی ندیدی پر به پر خون گریه کردم شبا پاهامو میبندم به این تخت هنوز عادت به سلولم نکردم مهدی تاجیک امرداد […]
۱۳۸۷-۱۲-۲۱
خودم بالوپرت دادم شدی خانوم این خونه حالا سهم من از دنیا یه سلول کنج زندونه مهدی تاجیک اسفند ۱۳۸۷
۱۳۸۷-۰۹-۲۵
نمیدونم این راه بیانتها منو با خودش تا کجا میبره کجا خسته میشه از این آدمک کجا این گناهو رقم میزنه مهدی تاجیک آذر ۱۳۸۷
۱۳۸۷-۰۸-۱۱






