۱۴۰۵-۰۴-۲۷ ۱۴۰۵-۰۴-۲۷جلای وطنفکر شغلی دگرم این روزا قصد دارم بروم کارگری بشوم کارگر پمپبنزین باک عابرها را پر کنم از رفتن بشوم شوفر تاکسی شوفر ون، اتوبوس یا […]
۱۴۰۴-۰۴-۳۱ ۱۴۰۴-۰۴-۳۱آب نمکگرچه نو نیست، مبارک صنما وصل تو با کهنه عشقی که در آبنمک خوابیده مهدی تاجیک تیر ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۴-۲۹ ۱۴۰۴-۰۴-۲۹جراحتآنچنان زخم زدی بر دل رنجورم که تیغ از حجم جراحت متحیر شده است مهدی تاجیک تیر ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۴-۲۱ ۱۴۰۴-۰۴-۲۱مازعمیقتر که بنگریم شاید خودآزاری نبردی باشد ناتمام رها شده میان عقل و دل مغزی که تیغ میکشد بر قلبی سربههوا مهدی تاجیک تیر ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۴-۲۱ ۱۴۰۴-۰۴-۲۱بغلهیچکس یار کسی نیست، بغل کن خود را این جماعت همگان پشت به دیوار زدند مهدی تاجیک تیر ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۴-۱۸ ۱۴۰۴-۰۴-۱۸گاه سکوت عاشقت میکندخسته از آدمکهای تهی با درک نفرتانگیزی از عشق و اندیشهای متعفن بیزار از افکار بیمار، عقاید مسموم و دروغهای تهوعآورشان بی نیاز از خمار چشمی، […]