۱۴۰۰-۰۱-۰۲
لبات رو لباشه، تنم یخ زده نفسهاتو از دور حس میکنم قرارم به الکل میسر نشد خیالم رو با تو نجس میکنم مهدی تاجیک فروردین ۱۴۰۰
۱۳۹۹-۰۸-۱۶
۱۳۹۹-۰۱-۰۲
دوتا همخونه، همسلول، همبند دوتا دشمن که از هم کینه داریم من و تو خسته از جنگیم، اما برای گفتگو بیاعتباریم تحمل میکنیم این سایهها رو […]
۱۳۹۸-۱۲-۲۶
من و تو بیچتر و گلوله بارون بود هوا پر از دود و زمین پر از خون بود تو گریه میکردی گلولهبارون بود تو گریه میکردی […]
۱۳۹۸-۰۱-۰۲
جهانگریزی ما را، هیچ روانپریشی ما را، هیچ کسی بجز تو نمیفهمد خرابحالی ما را، هیچ مهدی تاجیک فروردین ۱۳۹۸
۱۳۹۷-۰۱-۰۲
نگاهت رو بگیر از چشم خیس من نخواه از رو ترحم سهم هم باشیم دارم تردیدو تو چشمات میبینم بیا طی کن منو بانوی نقاشیم از […]






