۱۴۰۵-۰۵-۳۰
یا ببند آن صفحهات را یا خصوصیش بکن گشتهام انگشتنما، از دست روشنفکریت کودک و پیر و جوان و مرد و زن، بیآبرو ریشخندم میکنند با […]
۱۴۰۵-۰۵-۳۰
دیر کردی و نیامد خبر از جانب تو ترسم آن است که قبل از تو مرا مرگ در آغوش کشد مهدی تاجیک امرداد ۱۴۰۵
۱۴۰۵-۰۵-۲۹
و از آن روز که پیکر بیجانش را غسل دادم کفن پوشاندم به خاک سپردم در گورستانی دورافتاده غریبانه و در سکوت تا کفتارها بو نکشند […]
۱۴۰۵-۰۴-۲۷
فکر شغلی دگرم این روزا قصد دارم بروم کارگری بشوم کارگر پمپبنزین باک عابرها را پر کنم از رفتن بشوم شوفر تاکسی شوفر ون، اتوبوس یا […]
۱۴۰۵-۰۲-۲۵
بوی عطرت گاه میپیچد درون خانهام آمدی، رفتی، نبودم، یا که من دیوانهام؟ مهدی تاجیک اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۴۰۵-۰۲-۰۳






