۱۴۰۵-۰۱-۰۲
او ز گل خلق، و من هاویه باطن بودم او چو بسمالله و من شمهورش جن بودم مست ویرانی ما بود و رگ تازی داشت و […]
۱۴۰۴-۱۲-۰۷
عادتم داده نمک روزه به او باز کنم وقت افطار و اذان، صوت موذن، الله… گرچه این باقلوا مثل شما شیرین است من نمکگیر دو چشمات […]
۱۴۰۴-۱۱-۲۸
سرگرم زخمی کردن خویشم کل جهانم بوی خون میده حالم شبیه داغداری که تازگی داغ جوون دیده مهدی تاجیک بهمن ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۱۰-۰۶
سالها طی شده از خصم زحل آخرین یخبندان عنفوان سدهی شصت و نهم بعد میلاد مسیح دههها بعد ز فرگشت نوین مبدأ و مطلع و آغاز […]
۱۴۰۴-۱۰-۰۴
جان من تغییر خوب است گاه اما گاه بد آنچه باعث میشود زیبا شود روحت نکوست آنچه اهریمن بسازد از تو اما اشتباه بس مهم است […]
۱۴۰۴-۱۰-۰۳
تو گناهی نداشتی… آری اشتباه از تصور من بود من تو را فرشته میدیدم خلقتی ناب و لایق تقدیس و تو اما شبیه انسانها و تو […]






