۱۳۸۳-۰۹-۲۸ ۱۳۸۳-۰۹-۲۸دوار سردل دگر از عاشقی حرفی نزن این قبای کهنه را از تن بکن دیگرم بس است این خون جگر باد وحشی لطف کن عمرم ببر چرخ […]
۱۳۸۳-۰۹-۲۵ ۱۳۸۳-۰۹-۲۵خویشبا توام فرزندم بر زمین پا مگذار که زمین، غرق به خون خویش است من نمیخواهم تو پای بر خون پدر بگذاری مهدی تاجیک آذر ۱۳۸۳
۱۳۸۲-۰۹-۲۵ ۱۳۸۲-۰۹-۲۵جرمجرم من جرم بشر بود، همین جرم سیبی که پدر چید و به مادر بخشید جرم یک سیب که مادر میخواست جرم سیبی که به تبعید […]