۱۴۰۵-۰۱-۰۲ ۱۴۰۵-۰۱-۰۲شمهورشاو ز گل خلق، و من هاویه باطن بودم او چو بسمالله و من شمهورش جن بودم مست ویرانی ما بود و رگ تازی داشت و […]
۱۴۰۴-۰۱-۰۲ ۱۴۰۴-۰۱-۰۲شمسسیزده بار زمین دور مدارت چرخید تا که آغوش تو نوری به تنش اعطا کرد مهدی تاجیک فروردین ۱۴۰۴
۱۴۰۴-۰۱-۰۱ ۱۴۰۴-۰۱-۰۱اکسبعد از تو تنهاتر شدم، دنیا سرم آوار شد با رفتنت پشتم شکست، تنها کسم دیوار شد دیوار دستامو گرفت، تا راه رفتن ساده شد اکست […]
۱۴۰۳-۰۱-۰۲ ۱۴۰۳-۰۱-۰۲درازگوشگیرم که من خاکبهسر خر شد و بخشید تو را باز از آینه و خلوت خود شرم نداری؟ مهدی تاجیک فروردین ۱۴۰۳
۱۴۰۲-۰۱-۰۱ ۱۴۰۲-۰۱-۰۱غریقغرق در فکر تو دریازدهای سرگردان ساحلی نیست که آغوش بگیرد ما را مهدی تاجیک فروردین ۱۴۰۲
۱۴۰۱-۰۱-۳۰ ۱۴۰۱-۰۱-۳۰چوپانشب است و مردم چشمم ز خواب خالیتر بهانه میگیرد نگاه مانده به در کلافه میشمرم صدای بعبع را تمام مینشود گلهی بیمادر بخواب چوپان تا […]