۱۳۸۵-۱۱-۱۹
زندگی لحظهی پرواز دوتا مرغابی در هوای خنک بهمنماهست زندگی آبی نیست زندگی آبی مایل به خداست مهدی تاجیک بهمن ۱۳۸۵
۱۳۸۴-۱۰-۲۳
ای گلم تاج سرم برخیز مهمان آمده از برای دیدنم باران به زندان آمده جامهی نو آور از بهر تن تبدار من اشک شوق از دیدنش […]
۱۳۸۳-۱۱-۱۴
ای که اون بالا نشستی زیر پاتم یه نگاه کن آدمات خستهی دردند بیا دردا رو دوا کن دخترک کنج خیابون داره میلرزه تو سرما تو […]
۱۳۸۳-۰۹-۲۸
دل دگر از عاشقی حرفی نزن این قبای کهنه را از تن بکن دیگرم بس است این خون جگر باد وحشی لطف کن عمرم ببر چرخ […]
۱۳۸۳-۰۹-۲۵
با توام فرزندم بر زمین پا مگذار که زمین، غرق به خون خویش است من نمیخواهم تو پای بر خون پدر بگذاری مهدی تاجیک آذر ۱۳۸۳
۱۳۸۳-۰۷-۱۱
آسمان بوی قیامت میدهد شهر بوی هتکحرمت میدهد بر دل این مردمان سنگ دل گوئیا شیطان بشارت میدهد بستهاند چشمان خود، بشکستهاند آن سبویی را که […]






