۱۳۸۷-۱۲-۲۱ ۱۳۸۷-۱۲-۲۱سهمخودم بالوپرت دادم شدی خانوم این خونه حالا سهم من از دنیا یه سلول کنج زندونه مهدی تاجیک اسفند ۱۳۸۷
۱۳۸۷-۱۱-۰۸ ۱۳۸۷-۱۱-۰۸نمیخواهمنمیخواهم بمیرم من نمیخواهم مگر زور است نمیخواهم، نمیمیرم که مرگ از فکر من دور است مرا با مرگ کاری نیست دلم درگیر این دنیاست دلم […]
۱۳۸۷-۱۰-۱۲ ۱۳۸۷-۱۰-۱۲نشخوارعلی برخیز، دین را سر بریدند به روی مرد و زن خنجر کشیدند دوباره نهروان است و خوارج به قصد نیزهها، قرآن خریدند مریدانت عقیلی پیشه […]
۱۳۸۷-۰۹-۲۶ ۱۳۸۷-۰۹-۲۶مهمانآمدم اما وطن با چشم گریان آمدم از قفس پرواز کردم سوی زندان آمدم دیگری آمد رسید و زود صاحبخانه شد من که صاحبخانه بودم همچو […]
۱۳۸۷-۰۹-۲۵ ۱۳۸۷-۰۹-۲۵آدمکنمیدونم این راه بیانتها منو با خودش تا کجا میبره کجا خسته میشه از این آدمک کجا این گناهو رقم میزنه مهدی تاجیک آذر ۱۳۸۷
۱۳۸۷-۰۹-۰۳ ۱۳۸۷-۰۹-۰۳شیطانعجب دنیای نادخلیست، دل صاحبدلان خون است بیا کوروش، بیا بنگر، وطن در بند افسون است بگو رستم بهپا خیزد، بگو آرش کمان گیرد چه شد […]